خرید بک لینک
سقوط من شاید اونقدری آدم بزرگواری نباشم که بدیها و دروغهای دیگران رو فراموش کنم و یا ببخشمآما گذر زمان مجبورم کرد که خود اون آدمها رو به خاک فراموشی بسپارمبرای همین، فکر میکردی که من چطوری میتونم ازت متنفر باشم ولی بهت لبخند هم بزنم ؟!!فکر نکن که من شخصیت ضعیفی دارمنهحقیقت خیلی ساده استمن حتی اسم اون آدمها هم یادم رفته به اشتباه اسمهاشونو قاطی میکنمو حتی بعضا شک میکنم که اسمش واقعا اون چیزی بود که یادم هست یا که نه دارم اشتباه میکنم! آدمهای بد ذات هیچ وقت درست نمیشند، تو لایق همه بدیها هستی

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 0:18

هر طوری که فکر میکنم میبینم تو خوب بودیو شرایط بد رقم خورد برامون.افسوس که الان در لجن زار وجود آشغالی بد بو گرفتار شدیم و راه پس رفتی هم موجود نیستیک ماسک N95 لازم دارمگاها پیش میاد فردی عین یک تکه لجن بد بویی که هر چقدر تکانش دهی بوی بدش بیشتر میشود، طلب کار خدا میشود...میگوید من همچین خدایی را نمی پرستم !چون به تو قدرت داده که مقابلم باشی !(شیطان هم از خدا نا امید نشده و امید دارد به قدری توان داشته باشد که بتواند مرا زمین بزند!!)میگویم تو خودت تبدیل به یک مشت لجن شدیخدا که روح پاکش را به اما

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 0:18

او سخت در اشتباه استتو هم سر در گمکاش مادرم بیدارم کندبگوید بلند شو ساعت 6 صبح است، مدرسه ات دیر نشود!چشم باز کنم و ببینم همه این چند ده سال خواب بوده، همه را خواب دیده امپروردگارامیخواهم برایت بگویم همه آنچه که پیش از اینها برایت آورده اند تمام و کمال با خیال من فرقی نداردتو به چیزی به غیر خود هیچ نیازی نداریگاهی مُسَبِب از سبب عزیزتر استحرف دلم را بگویم؟تو مرا عزیز خود ندانستی، هرگز ندانستی، هرگز☆☆☆☆پی نوشت: او را چه ساده از من گرفتی و مرا به سیاهی افکندی. چه مصلحتی بود؟ این چه تقدیری بود؟ تو

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 0:18

صفحه بندی